مشکلات و معظلات شهری

ارومیه در بن‌بست ترافیک؛ ضرورت گذار به حمل‌ونقل ریلی

مقدمه: ارومیه دیگر آن شهر آرام با باغ‌های محصور نیست. امروز، صدای بوق ممتد خودروها در خیابان‌های «کاشانی» و «امام»، جایگزین آوازهای قدیمی شده است. کلان‌شهری که دروازه ارتباط با اروپا تلقی می‌شود، در چنبره ترافیکی گرفتار شده که راه گریز آن نه در تعریض خیابان‌ها، بلکه در اعماق زمین و روی ریل‌های فولادی نهفته است.

یادداشت تحلیلی: در دهه اخیر، کلان‌شهر ارومیه به عنوان قطب اداری و اقتصادی شمال‌غرب کشور، رشدی شتابان را در ابعاد جمعیتی و کالبدی تجربه کرده است. اما نگاهی به وضعیت معابر شهری نشان می‌دهد که زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی همپای این توسعه پیش نرفته‌اند. امروزه، گره‌های کور ترافیکی در هسته مرکزی شهر، دیگر تنها یک معضل رفاهی نیستند، بلکه به بن‌بستی در مسیر توسعه پایدار شهر بدل گشته‌اند.

احداث شبکه قطار شهری (مترو) در ارومیه از سه منظر حیاتی غیرقابل چشم‌پوشی است:

  1. مدیریت بحران انرژی و زمان: جابه‌جایی انبوه مسافر از طریق ریل، تنها راهکار علمی برای پایان دادن به اتلاف هزاران لیتر سوخت و میلیون‌ها ساعت وقت شهروندان در ترافیک‌های فرسایشی خیابان‌های امام، کاشانی و مدنی است.
  2. پدافند غیرعامل و سلامت محیط زیست: با توجه به وضعیت حساس زیست‌محیطی منطقه، انتقال بار ترافیکی به زیرِ زمین، مؤثرترین گام در کاهش آلاینده‌های جوی و کاهش فشار بر بافت تاریخی و متراکم شهر است.
  3. تحقق عدالت در خدمات شهری: مترو به عنوان نماد حمل‌ونقل مدرن، دسترسی سریع و ارزان را برای ساکنان مناطق کم‌برخوردار و شهرک‌های اقماری به مراکز اصلی شهر فراهم کرده و به شکاف طبقاتی در بهره‌مندی از امکانات شهری پایان می‌دهد.

نتیجه‌گیری: در پایان باید تاکید کرد که هزینه‌های احداث مترو در نگاه نخست گزاف به نظر می‌رسد، اما این یک «هزینه» نیست، بلکه یک «سرمایه‌گذاری استراتژیک» است. تعلل در آغاز این پروژه، هزینه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی جبران‌ناپذیری را در آینده‌ای نزدیک به بودجه عمومی و سلامت روان شهروندان ارومیه تحمیل خواهد کرد.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *